شنبه 28 مرداد 1396
تاریخ 1395/05/04 زمان 04:21:56 بازدید 357

توانمندسازي زنان و توسعه پايدار

امروزه يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي كشورها ‏منجمله كشور ما دستيابي به شاخصه‌هاي توسعه ‏پايدار است.

به گزارش تریبون، امري كه دستيابي به آن سال‌هاست ‏در برنامه‌هاي كلان دولت‌هاي ما پس از پايان ‏جنگ تحميلي گنجانده شده است و با وجود ‏پيشرفت‌هاي صورت گرفته به نظر مي‌رسد ‏كماكان كشور در دستيابي به شاخصه‌هاي توسعه ‏چندان موفق نبوده است و با اهداف مطرح شده ‏در برنامه‌هاي توسعه فاصله زيادي دارد. بي‌شك ‏صاحبنظران بسياري در اين حيطه از دلايل ‏متفاوت و گاه مشابهي در اين مقوله صحبت به ‏ميان آورده‌اند اما آنچه در اين گفتار بدان توجه ‏شده و يكي از دغدغه‌هاي صاحبنظران در حيطه ‏توسعه است مساله توسعه انساني و توانمند‌سازي ‏به خصوص در پايگاه زنان است. تحقيقات بانك ‏جهاني نشان مي‌دهد ۶۵ درصد ثروت يك كشور ‏را سرمايه انساني آن تشكيل مي‌دهد كه نيمي از ‏آن را قاعدتا بايد زنان تشكيل بدهند. به همين ‏واسطه يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي محققان در ‏حيطه توسعه، مساله توانمند‌سازي زنان به عنوان ‏يكي از نيروهاي اصلي در دستيابي به توسعه ‏است. توانمندسازي زنان كه توانمندسازي ‏جنسيتي نيز ناميده مي‌شود، تبديل به يكي از ‏موضوعات مهم مورد بحث در دو زمينه توسعه و ‏اقتصاد شده است.

 

تمامي جوامع، مشاغل، ‏انجمن‌ها و احزاب از پياده‌سازي برنامه‌ها و ‏سياست‌هايي كه نظريه توانمندسازي زنان را اتخاذ ‏مي‌كنند منفعت مي‌برند. توانمندسازي جنسيتي ‏ميزان مشاركت سياسي و اقتصادي زنان را در ‏يك جامعه مفروض نشان مي‌دهد. ميزان اين ‏مشاركت از طريق پيگيري «سهم صندلي‌هاي ‏تصاحب‌شده از سوي زنان در پارلمان، تعداد ‏قانونگذاران زن، مقامات و مديران ارشد و ‏...و اختلاف درآمد ‏كسب شده زنان كه نشانگر استقلال مالي‌شان ‏است» تعيين مي‌شود. سپس، براساس اطلاعات به ‏دست آمده كشورها رتبه‌بندي مي‌شوند. ‏مقياس‌هاي ديگري كه اهميت مشاركت و تساوي ‏زنان را در نظر مي‌گيرند شامل اين مواردند: ‏شاخص تساوي جنسيتي و شاخص توسعه وابسته ‏به جنسيت. ‏ مطالعات صاحبنظران اجتماعي نشان داده است ‏كه دستيابي به توسعه پايدار بدون مشاركت فعال ‏زنان در تمامي عرصه‌ها اعم از خانوادگي، ‏اقتصادي و اجتماعي امكان پذير نيست. در ‏بسياري از كشورهاي جهان سوم، راهبردهايي ‏براي مشاركت عملي زنان در توسعه و بر طرف ‏شدن موانع اتخاذ شده است.

يكي از اين راهبردها ‏توانمند‌سازي زنان با تاكيد بر اين نكته است كه ‏مشاركت زنان صرفا به مفهوم بهره‌مندي آنان از ‏مزايا و نتايج برنامه‌هاي توسعه نيست بلكه آنان ‏بايد در اجراي برنامه‌ها و طرح‌هاي توسعه ‏مشاركت فعالانه داشته باشند. ‏ ‏«توانمند‌سازي به تدارك و تسلط بيشتر بر منابع ‏و كسب منافع براي زنان اطلاق مي‌شود. ‏توانمند‌سازي فرآيندي است كه طي آن افراد، ‏براي غلبه بر موانع پيشرفت، فعاليت‌هايي انجام ‏مي‌دهند كه باعث تسلط آنها در تعيين سرنوشت ‏خود مي‌شود. اين واژه به مفهوم غلبه بر ‏نابرابري‌هاي بنياني است.اين امر به رفع ‏تبعيض ميان زنان و مردان منجر مي‌شود يا در ‏مقابله با تبعيض‌هاي جنسيتي در جامعه موثر ‏واقع مي‌شود» (دفتر امور زنان نهاد ‏رياست‌جمهوري و صندوق كودكان سازمان ملل ‏متحد، ۱۳۷۲:۱۴). ‏ آمارها نشانگر اين موضوع است كه جوامعي كه ‏به توانمندسازي زنان تاكيد دارند، از نظر رشد ‏اقتصادي، اشتغال، كاهش فقر و توزيع درآمد، ‏عملكرد بهتري دارند. به همين واسطه بايد گفت ‏يكي از اساسي‌ترين مسائلي كه بايد بدان توجه ‏ويژه داشته باشيم مساله توانمندسازي زنان و ‏بهره‌گيري از توانايي‌هاي آنان در اداره امور است.

‏البته در اين مورد شعار و حرف‌هاي بسياري زده ‏شده است اما به نظر مي‌رسد در وادي عمل ‏جايگاه چنداني به آن داده نشده است چرا كه با ‏نگاهي گذرا به آمار و ارقام به خوبي متوجه اين ‏امر مي‌شويم. ‏در تحقيقاتي كه روي عوامل موثر بر ‏توانمندسازي زنان صورت گرفته، نشان داده شده ‏است كه، افزايش سطح تحصيلات، بهبود وضع ‏سلامت، برخورداري از حق مالكيت قانوني، رفع ‏تبعيض از بازار كار و حذف باورهاي سنتي در ‏افزايش توانمندي زنان نقش موثر دارد. از ميان ‏اين متغيرها، افزايش سطح تحصيلات بيشترين ‏تاثير مستقيم و ساير متغيرها تاثير غيرمستقيم ‏در توانمند‌سازي دارند. زنان داراي تحصيلات بالا ‏از نظر بنيه مالي و حق مالكيت در سطح بالاتري ‏قرار دارند. باورهاي مربوط به نقش‌هاي جنسيتي ‏كه از زمان‌هاي دور در فرهنگ اين مرز و بوم ‏ريشه دوانده است يكي از اساسي‌ترين عواملي ‏است كه مانع حضور زنان در جامعه مي‌شود. ‏حذف كليشه‌هاي جنسيتي از كتاب‌هاي درسي، ‏تغيير نگرش در برنامه‌هاي رسانه‌ها و توجه بيشتر ‏به پژوهش در مورد مسائل و مشكلات زنان در ‏حذف باورهاي سنتي بسيار سودمند خواهد بود. ‏اقدامات عملي بيشتردر اين حوزه مي‌تواند به ‏جامعه در دستيابي به امر توسعه كمك شاياني ‏كند، خوشبختانه پايگاه زنان در جامعه ايران در ‏چند دهه اخير تحولاتي را تجربه كرده كه از ‏ديدگاه‌هاي توسعه زمان خود تبعيت كرده است.

‏توده زنان كه غالبا در جامعه ايراني در حاشيه ‏مناسبات اجتماعي و سياسي نگه داشته شده و ‏نقش آنها در عرصه‌هاي اقتصادي ناديده گرفته ‏شده است، با افزايش سطح سواد و گسترش ‏آموزش عالي به ارتقاي توانمندي‌هاي خود ‏دست‌يافته و هم‌اكنون طالب سهم بيشتري از ‏مديريت خانواده و جامعه است و انتظار پايگاه‌ها و ‏موقعيت‌هاي بالاتري را دارد. در ١٠ سال قبل و ‏بعد از انقلاب اسلامي اين آرزو متعلق به طبقه ‏كوچكي از زنان (نخبگان) بود اما امروزه با حضور ‏بيشتر زنان در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي و ‏پيوستن سهم قابل‌توجهي از دختران طبقات ‏اقتصادي پايين‌تر و سنتي‌تر جامعه به جمع ‏نخبگان به يك خواست نسبتا گسترده تبديل ‏شده است. توجه به اين خواست، توانمندسازي و ‏بهره‌گيري از آن، ما را در بهره‌گيري از سرمايه ‏انساني ياري خواهد رساند. ‏

زهرا همتي

پایان پیام

یک ملت پشت یک چک
آینده ساز
بیگ مانی
سی و هشتمین قرعه کشی قرض الحسنه بانک ملی
حضور رایگان در دایرکتوری
کیوسک اطلاع رسانی و خدماتی
ارتباط امروز
نرخ آزاد ارز وسکه
 
نوع ارز نرخ فروش
 
دلار
 
یورو
 
درهم امارات
 
پوند
 
سکه بهار آزادی
 
سکه امامی
 
نیم سکه
 
ربع سکه
ما را دنبال کنید
3 بی ان
طراحی و اجرا از کانون تبلیغات اتمسفر .